هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

44

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

و اطمينان و اميدش بخشد . بنابراين بجاست كه بنا به حق بزرگى كه بر همهء مسلمانان دارد و حال كه در پى سخن گفتن از دوازده امام از نوادگان وى كه به تقدير الهى مادر آنهاست و همسر بزرگوارش پدر آنها ، هستيم تا آنجا كه فرصت اجازه مىدهد دربارهء او سخن گوييم . و ديگرى دخترش ، فاطمهء زهرا ( س ) است كه خداوند به نعمت بزرگى وى را برگزيد و دودمان پيامبر را در فرزندانش منحصر ساخت و والاترين نسلى را كه اعراب در تاريخ دور و دراز خود شناخته‌اند ، در او حفظ كرد و هم او به تنهايى سرسلسلهء خاندانى پاك و سرچشمهء عطرآگين دودمان پيامبر گرديد . خديجه دخت خويلد ، نخستين همسر پيامبر ، از پدر و مادرى قريشى زاده شد ؛ پدرش خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى بن كلاب بن مرة ابن كعب بن لؤى بن غالب بود و مادرش فاطمه دختر زائدة بن الاصم بود و نسبش به فهر بن لؤى بن غالب مىرسيد ، همچنانكه نسب مادر فاطمه ، هاله دختر عبد مناف بن الحارث نيز به فهر بن لؤى بن غالب مىرسيد و به همين دليل است كه اخباريها مدعىاند خديجه از پدر و مادرى زاده شد كه هر دو از اصيلترين دودمانها در شبه جزيرهء عرب بوده‌اند ؛ او علاوه بر چنين نسب گرانقدر و اصيلى ، از آوازهء نيكو ، اخلاق پسنديده و صفات برجسته نيز برخوردار بود و در موقعيت و مقام والايش همين بس كه پيش از ازدواج با پيامبر ( ص ) به « طاهره » و بانوى زنان قريش ) شهرت داشت و در عين حال از ثروتمندان و صاحب‌مكنتان قريش بشمار مىرفت و دين‌دارى ، از محيط خانواده و وراثت ، در نهادش سرشته بود چرا كه پدرش خويلد همان كسى بود كه با ذو نواس - آخرين پادشاه تبابعهء يمن - زمانى كه مىخواست حجر الاسود را با وى به يمن ببرد بىباكانه درگير شد و در برابرش ايستاد زيرا اين كار را از آيينهاى دين خود مىدانست و پسر عمويش « ورقه بن نوفل » به مطالعهء كتابهاى مسيحيان و يهوديان مىپرداخت و آنچه را كه مىپسنديد از دستورات آنها را انجام مىداد و اين كار را نه از اين جهت كه با مسيحيان و يهوديان معاشرت داشت يا اينكه مكه در آن زمان پايگاه اين اديان بود بلكه از اين جهت كه بت‌پرستى را به مسخره مىگرفت و به دنبال دينى بود كه اطمينان و آرامشش بخشد ، انجام مىداد . اخباريها و مؤلفين سيرهء پيامبر اكرم ( ص ) ، سخن از آن مىرانند كه وقتى رسول خدا در غار حرا ، آثارى از نبوت ديد و صدايى شنيد كه با وى سخن مىگفت ترسان و لرزان و شگفت‌زده به خانه بازگشت تا ديده‌ها و شنيده‌هايش را براى همسر با وفا و